آوازخوان بی جانشین؛ ایرج
چرا صدای ایرج میزان است؟ (به قلم علی شیرازی) 

 

شهرام ناظری، چند ماه پیش، در مراسم بزرگداشت زنده‌یاد باستانی پاریزی که از جمله با حضور استاد نادر گلچین برگزار شد، خاطره‌ای از آشنایی‌اش با صدا و آواز گلچین تعریف کرد: «به یاد دارم روزی پس از آنکه از رادیو صدایی زیبا و بدون خش ‌شنیدم، از طریق یکی از دوستان اسم و رسم صاحب صدا را جویا شدم و فهمیدم آن صدا متعلق به نادر گلچین است؛ بسیار لذت بردم و خوشحال شدم.»

 واقعاً چند تن از ما هنگام روبه‌رو شدن با صداهای امروزی پی‌جوی دانستن نام‌شان و حتی دنبال‌کردن آواز آن‌ها می‌شویم؟ اصلاً جنس و تونالیته صدای چند تن از خوانندگان این سال‌ها با بقیه فرق دارد؟
 
یکی از مهم‌ترین علل و عوامل رکود آواز در سال‌های پس از انقلاب، فقدان یا غیبت صداهای برانگیزاننده در صحنه هنر موسیقی، یا دست‌کم فقدان انگیزانندگی در بیشتر صداها و آوازهای ثبت‌شده در بیش از سه و نیم دهه اخیر بوده است.
 
از طرفی اصرار بسیاری از خوانندگان و سرآمدان این 36 سال بر حزن‌آلود و جانسوزخوانی در آواز دستگاهی، شاید فقط توانسته باشد بخش اندکی از طبقه متوسط به عنوان مخاطب بالقوه همیشگی موسیقی دستگاهی (از زمان برگزاری جشن هنر به بعد) را جذب کند. در این نوشته می‌کوشیم در حد بضاعت به عنصر انگیزانندگی در صدای ایرج (حسین خواجه‌امیری) و مقایسه‌اش با صداهای امروزی و در واقع فقدان این عنصر در آوازهای جدید بپردازیم. دیگر خواننده هم‌نسل ایرج، یعنی اکبر گلپایگانی هم - البته - با کاستی‌ها و نیز برتری‌هایی در ردیف او قرار می‌گیرد. اما آنچه اندازه‌های ایرج را تا مرز معرفی‌شدن به‌عنوان بهترین صدا در آواز ایرانی و «صدای معیار» بالا برده، همچنان جای بررسی و ریزنگری دارد. خواننده‌ای که به قول زنده‌یاد دکتر حسین عمومی 25 سال تمام بر اریکه «مرد اولیِ» آواز ایرانی نشست. او حتی غم‌انگیزترین نغمه‌ها در موسیقی ایرانی، یعنی مایه دشتی‌ را هم انرژیک و باطراوت می‌خواند: نظیر آوازش با مطلع «بهار با نفس مشک‌بار می‌گذرد / بیا که تا به خود آیی بهار می‌گذرد» (گل‌های رنگارنگ، برنامه شماره 423) [سراینده؟]
 
بارزترین نکته در شیوه صداسازی و صدادهی ایرج، آن است که از تمام امکانات بالقوه حنجره‌اش سود می‌برد و آن را به فعل تبدیل می‌کند و بهترین الگو برای یافتن توانایی‌های حنجره و کشف صدای شخصی – به‌ویژه در نزد هر هنرجویی که فیزیک و بافت اندام‌های صوتی‌اش به ایرج نزدیک باشد - محسوب می‌شود. اساساً تا هر هنرجو یا آوازخوان، به همه حجم صدای خود دست پیدا نکند، خبری از ارائه کیفی ریزه‌کاری‌ها (تحریر، غلت، نوانس، نقل مکان از اوج به بم و برعکس، گرم‌خوانی و بقیه جزئیات در صدا) نخواهد بود. کاری که ایرج آن را در بهترین حالت ممکن انجام می‌دهد (به‌جز تنها نقطه‌ضعفش در صداسازی که در اثر این نقیصه، هنگام ادای حرف صدادار فتحه در برخی آوازهایش، صدای خواننده موقتاً و فقط در حین اجرای همین مصوت، سرد به گوش می‌رسد. البته هنرجو موقع تمرین و بازخوانی، می‌تواند با متمایل خواندن فتحه به مصوت «اُ» این ایراد کوچک و مقطعی را هم برطرف کند).
 
ایرج در بسیاری از لحظات آوازهایش (و نه همیشه) خود را از قید رعایت ریتم‌های درونیِ جملات آوازی و ردیفی، رها می‌کند و جلوه‌گرانه «ملودی‌بازی» می‌کند. قدرت حنجره او فقط یکی از جلوه‌های صدا و آوازش محسوب می‌شود، چرا که حروف و کلمات شعر را نیز درست ادا می‌کند و - به‌ویژه - در آوازهایش در مجموعه برنامه‌های «گل‌ها» شعر و موسیقی را به‌خوبی به هم می‌آمیزد.
 
او نقطه طلایی جدیدی را با قلندرانه و مستانه‌خواندنش به آواز ایرانی هدیه می‌کند. تا پیش از ایرج، دست‌اندازیِ بی‌چون و چرا و حداکثری به ردیف، مهم‌ترین ویژگی کار یا هدف آوازخوانان بود. در همین گستره، هرچند خوانندگان معتبری همچون اقبال، ظلی و تاج نیز قلندروار خوانده‌اند اما ایرج در این زمینه و همچنین در دلبرانگی در آواز، سرآمد همه آن‌هاست.
 
غم‌گنانه و مرثیه‌وار خواندن (در اثر فعالیت و تحرک معین البکاها، خوانندگان تعزیه،... و اصلاً همه علل، عوامل و پارامترهایی که باعث دوام موسیقی و آواز ایرانی پس از ورود اسلام به ایران شدند...) سَده‌هاست که در ذات آواز ایرانی است، اما ایرج «ذات» دیگری در روزگار جدید به آواز ایرانی افزود که از قضا اقبال فراوانی هم پیدا کرد. او حجم دلپذیر و وافیِ صدایش را پایه‌ای برای فریاد‌های مستانه و جانانه خود قرار داد و از آن طرف هم صدای مردانه‌اش را به لطافت تحریرها و پاساژهای مختلف و «میان‌وند»های چهچهه و غلت، آراست و تحرک خیره‌کننده صدایش را به رخ کشید.
 
به‌علاوه آنکه؛ تحریرهای «ویولونیِ» ایرج که در اثر هم‌نشینی و هم‌صدایی با برخی ویولون‌نوازان کم‌اعتنا به ملودی‌ها و ریتم‌های ردیفی، به حنجره‌اش راه پیداکردند - از قضا - بر این صدا خوش نشست. هنوز سالیانی مانده بود تا استاد نورعلی برومند ذهنیت، دغدغه و همت جدی‌اش بر احیای ردیف را به عمل تبدیل کند و شاگردانش در جشن هنر و رادیو و تلویزیون ملی بدرخشند و اعلام کنند که آینده از آنِ آن‌هاست. هنوز آواز چهارگاه ایرج به گوش می‌رسید که از برنامه شماره 94 گل‌های تازه، با مطلع شعری «ای جان خردمندان گوی خم چوگانت / بیرون نرود گویی کافتاد به میدانت» [سروده‌ی سعدی]، یکی از بهترین نمونه‌های بازی غرورانگیز با حنجره طلایی‌اش را عرضه کرد...
 
اگر همچنان باورمند به آموختن آواز ایرانی به شیوه سینه‌به‌سینه باشیم، تمرین و بازخوانیِ همین آواز چهارگاه از ایرج، در شناخت هر هنرجویی از حنجره خودش، یکی از بهترین اتودها برشمرده می‌شود. وقتی حنجره آدمی توان و ظرفیت خود را شناخت، چه باک از برخی فاصله‌های [بیشتر] ریتمیک و [کمتر] ملودیکِ آواز ایرج با ردیف، که با یک حنجره توان‌مند و برانگیخته‌شده، می‌توان چهار اسبه به سوی کمال در آواز تازاند و باقی اسباب سفر را هم به‌تدریج فراهم کرد (نقل به مضمون از مولوی؛ هرگاه نقص‌ات را بپذیری «چهار اسبه» خواهی تاخت...).
 
آن‌هایی که در این سال‌ها بحث و بازار «صداسازی» را علم کرده‌اند، بد نیست خودشان هم چند وقتی دمی به خمره ایرج بزنند و با محک آوازهایش صدای‌شان را جلایی بخشند: «از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت / یک چند نیز خدمت معشوق و مِی کنم!» [سروده مشهور حافظ].
 
همچنان که گفتیم؛ شاید در تنها جایی که «ایرادک»ی بر صدای ایرج وارد است، فتحه‌های اوست؛ آن‌هم نه در آوازهای برنامه گل‌هایش؛ بلکه وقتی در فیلم‌ها و آلبوم‌های کوچه بازاری، با لحن «تهرونی» می‌خواند. از قضا در همان آثار به‌ظاهر بازاری و «سینمایی» نیز جانانه خوانده است. رندی می‌گفت موسیقی، انتزاعی‌ترین هنرهاست و آواز خوب، آن است که وجود شنونده را از جا بکَنَد و با خود ببرد، بی‌آنکه شنونده خود خواسته باشد؛ چونان یوسف، شاهنشه خوب‌رویان، که ناخواسته دست نرم‌تنان را به دست خودشان برید و آن بخت‌برگشتگان، هیچ‌یک دست از ترنج بازنشناختند و - به‌تقصیرْ - دست و دل، مجروح ساختند. در زندگی روزمره نیز بارها دیده‌ یا تجربه کرده‌ایم که گاه، هنگام پخش یک قطعه دلپذیر و دلنشین (از آن‌هایی که تا عمق جان رسوخ می‌کنند)، موقتی هم که شده، بدون آنکه بدانیم و بخواهیم، دست از کار شسته و شنیدن آن قطعه موسیقی را ادامه داده‌ایم. برای اهل موسیقی هیچ چیز بالاتر از این نیست که ‌چنین غرق تماشا در لذت شنیدار آهنگ، آواز یا ترانه‌ای شوند. برعکس، آواز هم هرقدر که درست اجرا شود اما فاقد عنصر انگیزانندگی باشد، فقط ممکن است شنونده را در دقایق یا لحظاتی به خود مشغول دارد، نه آنکه باعث شود تا او ناخودآگاه دست از کار گِل بشوید و به کار دل سرگرم شود. شوربختانه حتی آوازهای «خوب» امروز هم فاقد رسوخ‌کنندگی در دل و جان مردمان اند و به همین سبب است که فقط «خوانده» می‌شوند اما «شنیده»، نه!
***
ایرج سال‌هاست که (به هر دلیل؛ از جمله بی‌مهری 20 ساله‌ای که بر او رفت) از اوج فروغلتیده، بنابراین، حتی برخی آثار او را که نگارنده به عنوان نمونه یا «نسخه» و «درمان قطعی» معرفی می‌کند، متعلق به چهار پنج دهه قبل اند، اما واقعیت این است که صدای ایرج (که عمرش دراز باد) همیشه زنده خواهد ماند.
 
او آوازهایش را نخوانده تا شنیده و زود فراموش شوند، اتفاقاً همه چیز درست پس از شنیدار نخست در گوش و ذهن (و اگر هنرجوی قابلی باشیم در حنجره ما) شکل می‌گیرد. نامی همچون ایرج، صاحب صدایی به تمام معنی «فاخر» است [متأسفم که این واژه هم در اثر برخی ندانم‌کاری‌های مدیریتی در این زمانه به ابتذال گراییده] و نیز الگویی کارساز. زمزمه‌‌کردن‌های آثارش به‌طور فزاینده‌ای ما را به آوازخواندن و تکرار و تداوم تمرین، ترغیب می‌کنند (برمی‌انگیزانند) و این عنصر انگیزانندگی به هیچ وجه چیز کمی نیست. همچنان‌که این نوشته را با هدف پرداختن به این موضوع آغاز کردیم که در کنار تقلید صرف، مهمترین علت درون‌‌خانوادگی رکود آواز در جامعه موسیقی ایرانی، نبودِ «انگیزانندگی» است (علت‌های برون‌خانوادگی و همچنین مدیریتیِ مختص جامعه امروز هم چیزی نیست که از نظرها ناپیدا باشد).
***
برای درمان هر معضلی ابتدا خود بیمار بایستی پیش‌قدم شود. مطمئن باشیم که اگر آواز قابلی اجرا شود، در این زمانه دیجیتال، مردمان، خود آن را خواهند یافت و سرمه چشم و زینت گوش (شنیدار) خود خواهندش کرد. با این تکرارهای دست هشتادم و ضجه‌مویه‌های واقعاً غریبانه(!) و نسخه‌برداری‌های ناخوانا از [فقط] یک صدای خاص، فقط باید نشست و این چند نفس به شماره‌افتاده آواز ایرانی را نظاره کرد. دریغا؛ که بعد هم تشییع خودخواسته یکی از بومی‌ترین و رساترین هنرهای ملی را شاهد خواهیم بود...
 
اما خوشبختانه صدای ایرج می‌تواند به مثابه یک کلید عمل ‌کند و رهروان آوازی پس از خود را از یک ورودی بسیار مهم به این وادی راهنمون ‌شود. دست‌یافتن به این کلید، بسیار مهم است و هنرجو در اندک زمانی متوجه آنچه در همان کوتاه‌مدت فراچنگ آورده و بر دارایی خویش در هنر آواز افزوده، خواهد شد.
 
اساساً هر خواننده بزرگی چنین کلیدی را به رهروان و دوستداران صدایش هدیه می‌دهد، همانند استاد بی‌جانشینْ زنده‌یاد یونا (یونس) دردشتی، که از ابتدا همه جملاتش را با کشیدنِ «یا...»، «یایْ...» و «آیْ...» شروع می‌کند و مدخل ورودی و شروع خواندن را به‌خوبی نشان می‌دهد [البته با متمایل کردن مصوت «ای» در آخر چنین شبه‌کلمه‌های آغازینی به «او»، که گرم‌خوانی را فزونی می‌بخشد]. مدخلی که در صورت نلغزیدن صدا و تکنیک هنرجو، تا پایان، او را به‌درستی راه خواهد برد.
 
ایرج نیز از این ریزه‌کاری‌ها و جزئیاتی که تمامیت آوازش را شکل می‌بخشند کم ندارد؛ که حتی در تکنیک و صدادهی، او را سرآمد همه خوانندگان معاصر خوانده‌اند. ایرج صاحب صدای معیار است، تا حدی که خود استاد شجریان هم در جوانی مدتی به تمرین و ممارست با معیارهای همین صدا (ایرج) مشغول بوده و در ادامه – شاید – به‌درستی مسیر یا مسیرهای دیگری را برگزیده است...
***
در بین تکنوازان شاخص موسیقی ایرانی، آواز ایرج شاید فقط با ساز شهنواز تار – زنده‌یاد جلیل شهناز – قیاس‌پذیر باشد. کسی که زنده‌یاد فرامرز پای‌ور او را بهترین تکنواز موسیقی ایرانی نامید. ریتم‌ها و ملودی‌های جمله‌های آوازی ایرج، شاید همیشه به سنجیدگی و شمردگی تار شهناز نباشند اما این هردو استاد، در برداشت‌ها و ارائه حاصل کارشان از دست و پنجه نرم کردن با ردیف، به یک اندازه در جذب شنونده موفق نشان می‌دهند؛ جالب اینکه استاد شهناز، با تار یگانه خود، همان‌قدر در بین مخاطبان موسیقی ملی طرفدار و شنونده دارد که آواز بسیاری از خوانندگان - و از این منظر، موسیقی‌دانی یگانه تلقی می‌شود - جایگاهی که صرف نظر از کسانی که تشنه بهره‌بردن از ردیف پاک، سالم و کامل هستند و به‌عنوان مرجع به آثار استاد علی‌اکبرخان شهنازی رجوع می‌کنند، فقط مختص شهناز است. «شهناز»ی که با احترام و تکیه بر ردیف، خلاقیت را در تکنوازی، تمام کرده و گستره تازه‌ای را در موسیقی و شاخه مهم آن «تکنوازی» درنوردیده است. ایرج هم پنجره‌ای را پیش روی آیندگان آوازی گشوده تا تکامل‌اش بخشند و خود نیز منازلی مهم از این مسیر را از سر گذرانده است. قد بلند آوازش هماره سرافراز و وجود نازکش عاری از گزند باد...
 
علی شیرازی

نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم آذر 1393 توسط یادگار

 سلامی دوباره خدمت دوستداران موسیقی اصیل ایرانی

 

 یکی از بزرگ ترین خوانندگان زن تاریخ موسیقی اصیل ایران؛بی شک بانو الهه است.ایشان ردیف موسیقی ایرانی را نزد زنده یاد بنان فرا گرفت و پس از آن به رادیو و برنامه وزین گلها راه یافت و در طی چندین سال فعالیت هنری مستمر در رادیو با بزرگانی همچون همایون خرم،پرویز یاحقی،علی تجویدی؛حبیب الله بدیعی،محمد میرنقیبی و....... همکاری نموده و آثار ارزشمند و گرانبهایی را به یادگار گذاشتند. 

 

به اعتقاد شخصی بنده صدای گرم و پُخته ایشان علاوه بر لطافت و شفافیت؛به مانند صدای زنده یاد محمودی خوانساری صدایی دلسوز و محزون می باشد  که این حُزن و اندوه به وضوح در مخالف سه گاه های ایشان از جمله" آمدی که با دلم گفتگو کنی"؛ " باز آمد" و "رسوای زمانه" قابل درک است.

نکته قابل توجه درباره ایشان این است که استاد ایرج نیز در مصاحبه های خود از صدای الهه به عنوان یکی از صداهای مورد علاقه خود یاد کرده و صدای ایشان را دوست دارد.

بی شک تصنیف "آمدی که با دلم گفتگو کنی" برنامه گلهای رنگارنگ 510 را می توان زیباترین و ماندگارترین ترانه الهه نام برد که با کلامی زیبا از تورج نگهبان و آهنگی بسیار موزون از همایون خرم همراه گردیده و ایرج نیز در این برنامه به زیبایی و استادی هرچه تمام آوازی بی نقص را تقدیم دوستداران  موسیقی ایرانی نموده است.

درباره این اثر زیبا قابل ذکر است ؛ زنده یاد همایون خرم در مستند شبکه BBC عنوان کرده بودند که ماهی یک بار گلهای رنگارنگ 510 را گوش می کنم و در همین مستند عنوان شد که زنده یاد حبیب الله بدیعی نیز در مسافرت های مسافت طولانی فقط این تصنیف زیبا را گوش می کرده اند تا خستگی سفر را احساس نکنند. 

از جمله سایر آثار ارزشمند و ماندگار بانو الهه در برنامه گلها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

گلهای رنگارنگ شماره 429 اصفهان همراه با آواز ایرج

گلهای رنگارنگ شماره 461 اصفهان همراه با آواز هنرمند ارزنده ایران گلپایگانی

گلهای رنگارنگ شماره 537 سه گاه همراه با آواز گلپایگانی

گلهای رنگارنگ شماره 555-سه گاه با آواز گلپایگانی(با آهنگی موزون از میرنقیبی)

گلهای رنگارنگ 556ب-اصفهان با آواز گلپایگانی

گلهای رنگارنگ 530-همایون با آواز گلپایگانی(با آهنگی موزون از میرنقیبی)

بانو الهه در مرداد ماه سال 1386 بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت اما نام و یاد ایشان تا ابد در موسیقی ایران جاودانه خواهد ماند.  

در پایان چند ترانه از ایرج و الهه به همراه عکسی زیبا از ایرج و رامش تقدیم شما می گردد: 

ترانه زیبای بود و نبود با صدای الهه 

 ترانه فیلمی ایرج 

ترانه فیلمی ایرج 

ترانه فیلمی ایرج 

بزم رادیویی ایرج و هایده 

تصنیف فوق العاده زیبای "سرخوش" در دستگاه شور(اجرا شده در برنامه رادیویی)

ضمناً در طی هفته های اخیر؛حنجره طلایی موسیقی ایران به دلیل سکته خفیف در بیمارستان بستری گردیدند؛گلستان ارم ضمن آرزوی سلامتی کامل برای ایشان عکسی زیبا از ایرج و گلپا را تقدیم دوستداران می نماید.  


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم آبان 1393 توسط یادگار

دومین جشن سالگرد تاسیس موسسه هنرمندان پیشکسوت باحضور شمار زیادی از هنرمندان و همچنین معاون رئیس جمهور شامگاه چهارشنبه 19 شهریورماه در تالار وحدت تهران برگزار شد .یکی از بخش‌های قابل توجه این برنامه اجرای زنده ایرج خواجه‌امیری بود که با استقبال فراوان حاضران همراه شد هنرمند پیشکسوت موسیقی آوازی ایران در اجرای زنده خود قطعه به یاد ماندنی «پرنده» را خواند که با تشویق طولانی‌مدت همه حاضران روبرو شد.

 

 

 

 

منبع تصاویر:

سایت http://eirib.ir


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 توسط یادگار
بر دوستان رفته چه افسوس می خوری/

ما هم مگر جواز اقامت گرفته ایم/

درگذشت همکار و دوست گرامی مدیر تارنمای مرغ سحر(حمیرا) رو تسلیت عرض می کنم.

ایشان واقعاً در طی این سالها عاشقانه فعالیت می کرد و وبلاگ وزینی داشتند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 توسط یادگار

سلامی دوباره خدمت دوستداران موسیقی ایرانی

 

استاد فرهنگ شریفاز نوازندگان سرشناس ،شیرین نواز، برجسته و صاحب سبک موسیقی ایرانی است. ایشان از چهار سالگی تحت تاثير آموزش موسيقی به وسيله ی پدرش و نيز رفت‌وآمد بزرگان موسيقی به منزل آنها خصوصاً عبدالحسين خان شهنازی برادرحاج علی اكبرخان شهنازی، موسيقی را فرا گرفت

سبک تکنوازی و بداهه‌نوازی ایشان منحصر به فرد بوده و تحت تاثیر هیچ یک از اساتید صاحب سبک تار نمی باشد از این رو این هنرمند ارزنده جزء  سرشناسان موسیقی ایرانی شناخته می‌شود.

سبک نوازندگی ایشان بسیار دلنشین می باشد و صدای تار ایشان نیز به قدری لطیف است که بسیاری معتقدند زیباترین صدای تولید شده از ساز تار است.

هرچند استاد جلیل شهناز خداوندگار تار ایران زمین می باشد و هنرمندان ارزنده دیگری مانند لطف ا... مجد،فریدون حافظی،محمد رضا لطفی و .... نیز از نوازندگان صاحب سبک و برجسته تار در موسیقی ایرانی می باشند،اما بسیاری از طرفداران موسیقی ایرانی علی الخصوص طرفداران صدای ایرج و گلپا به دلیل همکاری بی شمار فرهنگ شریف با این دو خواننده بزرگ ،با صدای تار ایشان مانوس شده و سبک نوازندگی ایشان را بیش از هر استاد دیگری می پسندند.

ایشان در طی چندین سال فعالیت هنری خود آثار بسیار زیبا و ارزنده ای را برای دوستداران موسیقی ایرانی به جای گذاشته اند و در کارنامه هنری ایشان همکاری با خوانندگان بزرگی مانند ایرج، گلپا، شجریان، محمودی خوانساری و .....  به ثبت رسیده است و چند سالی را نیز در دانشگاه‌های مطرح آمریکا به امر آموزش موسیقی  همت گمارده است.

به اعتقاد بنده از جمله زیباترین همنوازی های ایشان در برنامه وزین گلها  می توان به برنامه های ذیل اشاره کرد:

 *شاهکار نوازندگی ایشان در گلهای رنگارنگ شماره 549 با آواز ایرج(چهارگاه)

*گلهای رنگارنگ شماره 511 با آواز ایرج(شور-ابوعطا)

* گلهای تازه شماره 104 با آواز شجریان(ابوعطا)

*گلهای رنگارنگ شماره 556 با آواز گلپایگانی(اصفهان)

در پایان چند اثر زیبا از استاد ایرج تقدیم دوستداران می گردد:

 آواز سه گاه ایرج و فرهنگ شریف(مدتی هست در آزارم و می دانی تو)

ترانه زیبای "شکوفه های احساس"(با کیفیت عالی)

تصنیف زیبای میکده حافظ

ترانه آی قد بلنده(سه گاه-با کیفیت عالی)

 و اما سه تصنیف ناب

بهار من

شب

عطر یاس

 

ضمناً طبق وعده ای که داده بودم در پست بعدی به تعداد برنامه های اجرا شده استاد ایرج  در برنامه گلها خواهم پرداخت.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 توسط یادگار


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 توسط یادگار

در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا

زلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت

گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو

گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت

با عرض سلام خدمت دوستداران موسیقی اصیل ایرانی

در آغازین روزهای بهار بر خود لازم می دانم از هنرمندی ارزنده و گرانقدر که در طی این سال ها کمتر به ایشان پرداخته شده و همچون همایون خرم،جواد معروفی جزء برترین آهنگسازان تاریخ موسیقی ایران می باشد یاد کنم.

محمد میر نقیبی (۱۳۰۲، مشهد - ۱۳۸۲، تهران)، آهنگساز، نوازنده ویولون، سرپرست برنامه گلها در رادیو و بنیان‌گذار برنامه تکنوازان بود.

میرنقیبی ناظم هنرستان موسیقی نیز بود و نیز در زمان مدیریت روح الله خالقی، مدتی برنامه گلها را سرپرستی کرد. وی با بنیان‌گذاری برنامه تکنوازان، موجب به یادگار ماندن گنجینه آثاری بسیار ارزشمند، از استادان موسیقی اصیل ایران شد که قطعاً امروزه از مهمترین راهنماهای هنرجویان موسیقی اصیل است.

ایشان جزء بهترین و صاحب سبک ترین آهنگسازان موسیقی ایرانی می باشد و همانگونه دوستداران ایرج مستحضرند در چند برنامه از جمله شاخه گل 371و384و458 با استاد ایرج همکاری داشته اند و تصنیف زیبای پیوند زندگی(سه گاه) با اجرای ایرج  و تصنیف زیبای نه بتابد به شام من ماهی (سه گاه) با اجرای الهه نیز از شاهکارهای دیگر این هنرمند ارزنده می باشد.

برخی از همکاری های ایشان در برنامه وزین گلها به شرح ذیل می باشد:

  گلهای تازه ۱۱۲

یک شاخه گل ۳۶۳

یک شاخه گل ۳۶۴

یک شاخه گل ۳۷۱

یک شاخه گل ۳۷۷

یک شاخه گل ۳۷۸

یک شاخه گل ۳۸۲

یک شاخه گل ۳۸۴

یک شاخه گل ۴۱۶

یک شاخه گل ۴۴۳

گلهای رنگارنگ ۴۴۴

یک شاخه گل ۴۵۴

یک شاخه گل ۴۵۸

گلهای رنگارنگ ۵۳۰

گلهای رنگارنگ ۵۴۷

گلهای رنگارنگ ۵۵۵

گلهای رنگارنگ ۵۵۹

گلهای رنگارنگ ۵۶۴

گلهای صحرایی ۹

گلهای رنگارنگ ب530

گلهای رنگارنگ ۵۵۵

گلهای رنگارنگ 559

وی سال ۱۳۸۲ در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپره شد.

 تصنیف زیبای مهتاب من(سه گاه) اثر استاد میرنقیبی با اجرای ایرج

برنامه بعدی شاخه گل شماره 433 در سه گاه می باشد که با همکاری هنرمندان حبیب الله بدیعی،مجیدنجاهی،

رضا وزنده،محمد موسوی و جهانگیر ملک تنظیم یافته و استاد ایرج نیز به زیبایی هر چه تمام تر آواز آن را اجرا نموده اند.

 شاخه گل شماره 433

و اما در پایان ضمن تشکر از دوست گرامی پژمان فتاحی،چند ترانه دیگر به همراه عکسی خاطره انگیز از ایرج و گلپا تقدیم شما می گردد.


تصنیفی در آواز دشتی

ای ساربان

بوسه بازی

مالک دوزخ

خطا مکن

ترانه فیلمی1

ترانه فیلمی2

ترانه فیلمی3

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم فروردین 1393 توسط یادگار

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 توسط یادگار

سلامی دوباره خدمت دوستداران موسیقی اصیل ایرانی

 

هشتاد و دومین سالروز تولد استاد ایرج بر دوستداران ایشان تهنیت باد؛رشته کلام از آنجایی آغاز می گردد  که چند وقت پیش یکی از دوستداران ایرج درخواست نمودند که برگ سبز شماره 44 ایشان را تقدیم دوستداران نمایم؛که این اثر در روز تولد ایشان تقدیم طرفداران استاد می گردد اما درباره این اثر ؛باید گفت که کم و بیش اکثر دوستداران ایرج می دانند که اولین اثر ایشان در برنامه گلها اثری با علی تجویدی در سه گاه می باشد که به عقیده بنده به احتمال بسیار زیاد و شاید هم صد در صد،برگ سبز شماره 44 اولین اثر ایرج در برنامه وزین گلها می باشد؛با آنکه ایشان در این اثر  بسیار جوان می باشند اما نکته قابل تأمل این است که از  زدن تحریرهای بی پروا در آواز نمی هراسند زیرا ایشان به صورت موروثی آوازخوان بی بدیلی می باشند .

 برگ سبز44 

اثر دوم  مشاعره استاد ایرج و زنده یاد دردشتی در برنامه رادیو می باشد  که قدرت صدای ایرج در این برنامه تحسین بر انگیز است.

 مشاعره ایرج و دردشتی

اما همانگونه که هواداران ایرج نسبت به این مطلب آگاهی دارند،ترانه " قسم" مربوط به اجرای استاد ایرج در فیلم جوانمرد می باشد ،اما نکته جالب این است که این ترانه توسط لطیف دوغان یکی از خوانندگان ترکیه با عنوان " خیابان های استانبول" با همان آهنگ ترانه قسم در سال 2008 اجرا گردیده است که شنیدن آن خالی از لطف نیست.

خیابان های استانبول

 

و اما در پایان دوستی به نام سهراب که صدای نسبتاً زیبایی دارند دو مورد از ترانه های ایرج را اجرا نموده و برای گلستان ارم ارسال کرده اند که پیشنهاد می کنم صدای زیبای ایشان را نیز گوش کنید و نظر خود را درباره این صدا بیان کنید.

ترانه اول

ترانه دوم

 چند عکس دیگر از خدای آواز

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم دی 1392 توسط یادگار

 

جهت مشاهده مطلب بر روی لینک زیر کلیک کنید.

نقدی بر موسیقی فیلم با نگاهی به آثار ایرج

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آذر 1392 توسط یادگار
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر